<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>آواز دل</title>
<link>http://awazedel.blogfa.com</link>
<description>موسیقی آوازی ایران</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 28 Jan 2012 09:48:46 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>بحثي درباره ي نام هاي گوناگون تنبك در طول تاريخ</title>
<link>http://awazedel.blogfa.com/post-107.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;به نقل از دکتر پیمان ناصح پور و از وبلاگ ایشان استفاده شده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;پيمان ناصح پور&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT size=3&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;چكيده: تنبك از نظر نوازندگي (انگشت گذاري)، رنگهاي صوتي و ساختمان فيزيكي اش (در عين ظاهري ساده)، يكي از پيشرفته ترين و پيچيده ترين سازهاي كوبه اي پوستي دنيا محسوب مي شود، به ويژه كه در دهه هاي اخير با همت تنبك نوازان پيشرفت شاياني كرده است و در اين ميان بايد به حسين تهراني، پدر تنبك نوازي نوين ايران اشاره كرد، زيرا آغاز حركت با او بوده است. در اين مقاله هدف بررسي نام هاي گوناگون تنبك در طول تاريخ است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT size=3&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;مقدمه: تنبك از نظر سازشناسي جزو &quot;طبل هاي جام گونه&quot; است و جالب است اشاره كنيم كه بنا بر پژوهش هاي اخير نگارنده، برخي از طبل هاي جام گونه، هم از نظر ساختمان فيزيكي و هم از نظر لغوي شباهت به تنبك ايران دارند. در اين مقاله نام هاي گوناگون تنبك در طول تاريخ بررسي شده و حتي به رد پاي تنبك ايراني در ديگر ممالك تا حد اطلاع نگارنده اشاره مي شود. همچنين در اين مقاله از پژوهش هاي ديگران استفاده شده و تا آنجايي كه امكان پذير بوده است، مراجع را ذكركرده ايم تا حقي از كسي پايمال نگردد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT size=3&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;بحث لغوي: به طور كلي اطلاق كلمه ي &quot;ضرب&quot; به اين ساز كوبه اي پوستي ايراني غلط است، البته نه به خاطر عربي بودن اين واژه. اگر به فرهنگهاي گوناگون فارسي مراجعه كنيم، براي اين واژه معني هاي بسياري نوشته اند كه يكي از آنها &quot;زدن&quot; است. با در نظر گرفتن معني هاي گوناگون اين واژه، ممكن است بگوييم كه چون عمل &quot;زدن&quot; روي اين ساز انجام مي گيرد، آن را &quot;ضرب&quot; گفته اند. آنگاه بلافاصله اين پرسش مطرح مي شود كه مگر&quot;سه تار&quot; را كه آن هم يك ساز ايراني است، &quot;نمي زنند&quot;؟ پس چرا به آن &quot;ضرب&quot; نمي گويند. دكتر ضياءالدين سجادي (استاد دانشگاه) در مقاله بحث لغوي كتاب آموزش تمبك (تهراني)، ص 35، نوشته است: &quot;... ضرب هم كه به اين آلت موسيقي گفته شده ظاهراً به مناسبت آن است كه اصول ضرب و آهنگ را با آن نگاه مي داشتند.&quot; و اين قول براي توجيه اين واژه به حقيقت نزديكتر است (بر گرفته از كتاب تنبك و نگرشي به ريتم از زواياي مختلف، نوشته ي بهمن رجبي) و در تتميم اين قول بايد بگوييم كه با &quot;سه تار&quot; و ساير آلات مشابه آن، &quot;اصول ضرب و آهنگ&quot; را نگاه نمي داشتند و فقط با تنبك (مهم ترين ساز كوبه اي پوستي ايران) و ديگر آلات مانند دف (معرب دپ) و دايره (با نام باستاني &quot;داره&quot;) &quot;اصول ضرب و آهنگ&quot; را نگاه مي داشتند و غرض از نگهداري &quot;اصول ضرب و آهنگ&quot; همانا حفظ &quot;ايقاع&quot; (اصطلاح قديمي ريتم دوري) است و ايقاع در موسيقي حكم عروض را دارد در شعر، گرچه ضرورتاً &quot;ايقاع&quot; از عروض دقيق تر است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT size=3&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;اسم پهلوي اين ساز &quot;دُمبَلَگ&quot; است. چنانچه در لغت نامه آمده است: &quot;دمبلگ: يكي از سازهاي رايج در دربار خسروپرويز كه به صورت طبل كوچكي است. (از ايران در زمان ساسانيان، كريستن سن، ص 506)، صورت قديمي دمبك.&quot; در ضمن در كتاب چشم انداز موسيقي ايران نوشته ي ساسان سپنتا، ص 294 به نقل از كتاب خسروو غلام، تصحيح اون والا، ص 28 آمده است: &quot;... قديميترين متني كه نام اين ساز آمده متن پهلوي &quot;خسرووغلام&quot; است كه به صورت &quot;دُمبَلَك&quot; به خط پهلوي ذكر شده است.&quot; همچنين در كتاب تنبك و نگرشي به ريتم از زواياي مختلف، نوشته ي بهمن رجبي، ص 15 آمده است: &quot;دكتر مهدي فروغ در يكي از نوشته هاي خود، اشاره اي دارد به اينكه در دوران ساسانيان، به يك نوع ساز ضربه اي كه شبيه به تنبك امروزي بوده است، &quot;دُنبَلَك&quot; يا &quot;دُمبَلَك&quot; مي گفتند و &quot;دنبك&quot; و &quot;دمبك&quot; واژه اي است پهلوي، و احتمال دارد كه &quot;دنبك&quot; و &quot;دمبك&quot; صورت تغيير شكل يافته ي آن باشد.&quot; در همين كتاب به بيش از 20 نام گوناگون تنبك اشاره مي شود. آنچه مسلم است كثرت اين نام ها نشان از كاربرد اين ساز در زمان ها و مكان هاي گوناگون دارد. يكي از همين نام ها كه در فرهنگ هاي گوناگون اشاره شده است &quot;تَبَنگ&quot; مي باشد. دكتر محمد معين به نكته ي جالبي اشاره كرده است: &quot;از شرح آنندراج چنين بر مي آيد كه &quot;تنبك&quot; و &quot;دنبك&quot; تغييري است از همان تبنگ...&quot; در ضمن در كتاب ها و ديوان هاي شعر چندين شاعر به نام هاي گوناگون تنبك اشاره شده است كه ما به دو تا از آنان اشاره مي كنيم: &quot;خدايا مطربان را انگبين ده براي ضرب دستي آهنين ده&quot; – مولوي &quot;تنبك محفل ارباب وفا را بردار بلبل باغ دلي، شور و نوا را بردار&quot; – ميرنجات در اينجا به موضوعي ديگر اشاره مي كنيم: تنبك علاوه بر موسيقي سنتي امروز ايران، در موسيقي نواحي ايران نيز نواخته مي شود. در اينجا نيز تنوع اسمي وجود دارد. شايد جالب باشد بگوييم كه نام اين ساز در استان هرمزگان &quot;تمپك&quot; است، كه به نظر نگارنده از حيث بحث لغوي با همين نام &quot;تمپو&quot; نبايد بي ارتباط باشد. رد پاي سازهاي مشابه تنبك در ديگر نقاط دنيا نيز مشاهده مي شود. مثلاً سازي شبيه تنبك در كشمير با نام &quot;تنبك نَري&quot; نواخته مي شود و &quot;نري&quot; در زبان محلي آنجا به معني سفالي است. همچنين سازي به صورت يك جفت تنبك در مالزي با نام &quot;گِدُمبَك&quot; نواخته مي شود. گفتني است كه &quot;تمپو&quot; ي تركيه كه از نظر ساختمان و نحوه ي نوازندگي با &quot;تمپو&quot; ي مصري كمي اختلاف دارد، &quot;دومبِلِك&quot; ناميده مي شود كه در حقيقت لهجه اي از نام باستاني &quot;دمبلك&quot; است. در آخر اشاره مي كنيم كه سازي مشابه &quot;تمپو&quot; در يونان نواخته مي شود و نامش &quot;توبِلِكي&quot; است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT size=3&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;در معني واژه ي تنبك دو نظر وجود دارد. يكي مي گويد كه واژه ي تنبك از صداي اين ساز، يعني از تركيب دو عبارت &quot;تن&quot; و &quot;بك&quot; به دست آمده است. و&quot;تن&quot; (يا &quot;تم&quot;) صدايي است كه از نواختن ضربه اي به ناحيه ي مركزي پوست تنبك بيرون مي آيد و &quot;بك&quot;، نواختن ضربه اي به ناحيه ي كناره ي پوست (كتابهاي تهراني و رجبي). اين در حالي است كه محمد علي امام شوشتري، در كتابش، ايران گاهواره ي دانش و هنر، ص 141 نظر ديگري دارد: &quot;... واژه ي تَنبوراز تيكه &quot;تنب&quot; و پسوند &quot;ور&quot; ساخته شده است. &quot;تنب&quot; به معني برآمدگي است و واژه ي &quot;تنبان&quot; به معني &quot;سرين پوش&quot; و &quot;تنبك&quot; ساز مشهور، ... همگي از اين ريشه اند...&quot;. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT size=3&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;نتيجه: از تمام مطالب بالا و با توجه به اين نكته كه &quot;ضرب&quot; و &quot;تنبك&quot; متداولترين نام ها براي اين ساز كوبه اي پوستي ايران است و &quot;ضرب&quot; نامي مناسب براي اين ساز به نظر نمي رسد، اطلاق &quot;تنبك&quot; به اين ساز بهترين پيشنهاد براي جلوگيري از چند اسمي بودن اين مهمترين ساز كوبه اي پوستي ايران است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT size=3&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;منبع: هنر و موسيقي &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 28 Jan 2012 09:48:46 GMT</pubDate>
<dc:creator>awazedel</dc:creator>
<guid>http://awazedel.blogfa.com/post-107.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://awazedel.blogfa.com/post-106.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;استاد شجریان مشخصات یک صدای خوب را این گونه بیان می کند.&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 176px; HEIGHT: 166px&quot; height=292 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.qeshmdaily.com/images/docs/000002/n00002083-b.jpg&quot; width=293 align=left border=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;استاد شجریان :صدای من نوزده نت را به راحتی اجرا میکند.البته برای آواز پانزده نت خوب است .اما وجه دیگر صدا شدت و ضعف و برد صدا است .وقتی ولوم بلند گو را کم زیاد می کنید، صدا قوی و ضعیف می شود .صدا هر چه قوی تر باشد بهتر است .البته نباید نت ها از زیبایی خارج شوند.صدای قوی وسیع که اصطلاحاً آنرا صدای بیابانی می گویند ، صدایی است که در فضای آزاد از 200 متری آنرا بشنوند و حس کنند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;وجه دیگر رنگ و شخصیت صداست که بخشی از کیفیت صداست .کیفیت صدا از نظر رنگ و شخصیت و حالات ، صافی و ناصافی ، زلال بودن یا خش داشتن.گاهی صدایی که خش  دارد ، زیباتر است و به اصطلاح می گویند ، گل آلود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;صدایی که خش  دارد نت های بالا را نمی تواند اجرا کند.نت های وسط را می خواند.نکته چهارم تسلط بر صداست .صدا درست مثل اسب سرکش است که باید بر آن مسلط بود.تا هر وقتی که خواستی از شما فرمان ببرد.اسب تا تربیت نشود فرمان نمی برد و صدا نیز تا تربیت نشود فرمان نمی برد.باید با صدا کار کرد و گرنه وحشی می شود .وجه دیگر صدا عطر صداست که مربوط به درون هنرمند است .عطر صدا ، محتوای فرهنگی ، صداقت و محتوای وجودی هنرمند را بیان می کند .بعضی صداها معطر هستند و بعضی دیگر متعفن.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;بعضی دیگر نه عطری دارد نه تفعنی .اینها مربوط به معنویت صداست .این چند مورد درباره شناساننده صداست .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 28 Jan 2012 09:38:09 GMT</pubDate>
<dc:creator>awazedel</dc:creator>
<guid>http://awazedel.blogfa.com/post-106.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>از ماست که بر ماست ...</title>
<link>http://awazedel.blogfa.com/post-105.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;خبری را درباره جلسه نقد و بررسی ردیف آوازی مرحوم سروستانی که اخیرا وارد بازار موسیقی شده  خواندم و آه حسرت کشیدم از این همه همدلی اساتید و پیشکسوتان موسیقی که قرار است الگوی جوانان هم باشند.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;بخوانید و قضاوت کنید...&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#cc0000&gt;&lt;STRONG&gt;مختاباد نيز ضمن گلایه از غیبت کارشناسانی که قرار بود به عنوان منتقد در برنامه حاضر شوند، گفت: قرار بود برای نقد ردیف آوازی رضوی سروستانی در خدمت آقایان رامبد صدیف و داریوش پیرنیاکان باشیم اما آنها آنقدر دیر انصراف خود را از آمدن به برنامه اعلام کردند که ما واقعا برای اطلاع‌رسانی دیگر کاری از دست‌مان برنمی‌آمد. آقای پیرنیاکان گفت سرماخوردگی شدیدی گرفته که نمی‌تواند در جلسه حاضر شود حال آنكه ایشان امروز بعداز ظهر برای شرکت در جلسه دیگری به خانه موسیقی رفته است. آقای صدیف نیز گوشي خود را پاسخ نمی‌داد و درنهایت نیز به این بهانه که شاید که اسم‌اش در بروشور آلبوم نیامده از آمدن به برنامه‌ای که برای برگزاری آن اطلاع‌رسانی و هماهنگی شده، سر باز زد. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;&lt;STRONG&gt;البته این مطلب بسیار خواندنی و آموزنده است و نکات بسیار جالبی در آن نفهته است که خواندنش خالی از لطف نیست.تنها وصله ناجورش همین عدم حضور اساتید بوده است .&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#cc0000&gt;&lt;A href=&quot;http://ilna.ir/newsText.aspx?ID=221653&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;لینک خبر :&lt;FONT color=#000000&gt;رضوی سروستانی بهترین گزینه برای اجرای ردیف‌های آوازی بود &lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;ژ&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 23 Nov 2011 21:03:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>awazedel</dc:creator>
<guid>http://awazedel.blogfa.com/post-105.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://awazedel.blogfa.com/post-104.aspx</link>
<description>&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 395px; HEIGHT: 255px&quot; height=467 alt=&quot;کامران حدادی ( عکس محمد آریا)&quot; hspace=0 src=&quot;http://up.vatandownload.com/images/89s192h9t7m0b3akff72.jpg&quot; width=661 align=baseline border=0&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 396px; HEIGHT: 302px&quot; height=480 alt=&quot;کامران حدادی ( عکس محمد آریا)&quot; hspace=0 src=&quot;http://up.vatandownload.com/images/3ima6n9nitv6yk96z5av.jpg&quot; width=569 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 12 Jul 2011 21:33:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>awazedel</dc:creator>
<guid>http://awazedel.blogfa.com/post-104.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بلیت 300 هزار تومنی کنسرت استاد شجریان !!</title>
<link>http://awazedel.blogfa.com/post-102.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;A href=&quot;http://ticket.delawaz.com/&quot; target=_blank&gt;فروش بليت تور اروپاي كنسرت هاي استاد شجريان از امروز شروع شد.&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;به بركت مسئولان محترم فرهنگ و هنر اين مملكت ، از كنسرت هاي استاد محروم كه شديم هيچ ، به جاي بليت حداكثر 40 هزار توماني كه در تهران برگزار مي شد  ، الان بايد 250 دلار يا 300 هزار تومن پرداخت كنيم تا بتوانيم در نزديك ترين مكان ! از كنسرت استاد استفاده كنيم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;نزديك ترين مكان يعني  استانبول تركيه .&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 143px; HEIGHT: 144px&quot; height=674 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.delawaz.com/fa/images/stories/istanbul.jpg&quot; width=460 align=left border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;يك حساب سر انگشتي با هزينه هاي بليت هواپيما و هتل و.... ببينيد چقدر مي شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;از قديم گفتند ديگه هر كه طاوس خواهد جور هندوستان كشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;يا هر كه استاد خواهد جور استانبول كشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;راستي اين رو هم گفتن كه :خلايق هر چه لايق.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 04 Jul 2011 11:15:14 GMT</pubDate>
<dc:creator>awazedel</dc:creator>
<guid>http://awazedel.blogfa.com/post-102.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>صاحبان موسیقی در خوزستان !</title>
<link>http://awazedel.blogfa.com/post-101.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;موسیقی داستان غریبی دارد در این ملک.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;غریبانه تر ، سرنوشتی است که برای این هنر ، دراستان خوزستان رقم خورده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;هر روز ماجرای تازه ای برای موسیقی در این استان اتفاق می افتد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;ماجراهای عجیب انجمن موسیقی خوزستان و رییس سابقش که منجر به تعلیق فعالبت های انجمن  شد، افتضاح جشنواره موسیقی استان با هیات داوری جنجال برانگیز و تصمیم های سلیقه ای در اداره کل ارشاد خوزستان  و مواردی که یادآوری آنها دل را به درد می آورد باعث شده تا اکثر پیش کسوتان موسیقی استان در کنج تنهایی خویش صرفا وقت خود را به آموزش بگذرانند .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;همین گوشه گیری میدان را برای تاخت و تازه بر پیکر نحیف موسیقی در استان خوزستان باز کرده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;چند روز پیش باخبر شدم که فرآیند صدور مجوز برای تاسیس آموزشگاه موسیقی به یکی از اساتیدی !! واگذار شده که تنها شناختش از موسیقی در حد دو ر می فا سل لا سی است و اینکه مثلا سه تار جدا چند سیم دارد.!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;در همین جا باید تاکید کنم ، عزیزی که این مهم بر عهده او قرار گرفته بسیار انسان شریف و با شخصیتی هستند .اما بحث بر سر تخصص است .آنهم جایی که قراراست مجوز تاسیس آموزشگاه موسیقی صادر شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;دوستان به خوبی می دانند ، هر کسی که متقاضی تاسیس آموزشگاه است باید شرایطی داشته باشد که از جمله آنها مدرک تحصیلی مرتبط با موسیقی ، سوابق نوازندگی یا خوانندگی در حد بالا و احیانا توصیه نامه ای از اساتید بزرگ و دانش تئوری است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;حال تصور کنید که فردی با این توانایی باید در محضر کسی درس پس بدهد  که .............&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;من که متوجه نشدم و نخواهم شد که برداشت آقایان متولی فرهنگ استان خوزستان  از موسیقی چیست که چنین تصمیم های نابجایی برای آن می گیرند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;جدای جای تاسف است.متاسفم!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 29 Jun 2011 19:53:13 GMT</pubDate>
<dc:creator>awazedel</dc:creator>
<guid>http://awazedel.blogfa.com/post-101.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>رستاک و ناصر آریایی نیا</title>
<link>http://awazedel.blogfa.com/post-100.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;يكي از دوستان خوبم به نام آقاي ناصر آريايي نيا كه داراي سابقه و تجربه بالايي در موسيقي هستند به تازگي فعاليت مجدد خود را به عنوان عضو گروه رستاك آغاز كرده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;البته اين هنرمند خوزستاني كه خود دانش آموخته رشته موسيقي از دانشگاه تهران است از سالها قبل با گروه رستاك همكاري داشته  است .&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 326px; HEIGHT: 264px&quot; height=387 alt=&quot;نفر دوم سمت چپ ناصر آريايي نيا&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2011/02/624165_orig.jpg&quot; width=310 align=left border=4&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;ناصرآريايي نيا  از جمله آن هنرمندان با اخلاق و بي ادعايي است كه عليرغم تخصص و تبحر زياد در ساخت و تنظيم آهنگ و نوازندگي و داشتن سواد موسيقايي بالا بي هيچ تكلفي تمام داشته هاي خود را نيز به ديگران منتقل مي كند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;از ديگر  خصوصيات  و ويژگي هاي جالب توجه وي كه رفتار و منش والايش را نيز به رخ مي كشد ، در قيد و بند نبودن اوست به طوريكه به تازگي براي تداوم و گسترش &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;فعاليت هاي موسيقي خود عطاي كارمندي در اداره كل ارشاد خوزستان را به لقايش بخشيد.(اين از اون كارس كه جدا توي تاريخ موسيقي زياد سراغ نداريم!)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;براي اين دوست عزيزم كه فصل نو در زندگي هنري اش گشوده شده  و به دنبال طرحي نو است ، صميمانه آرزوي موفقيت هاي بيشتر دارم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 09 Apr 2011 14:12:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>awazedel</dc:creator>
<guid>http://awazedel.blogfa.com/post-100.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پیام استاد شجریان به مناسبت نوروز سال 1390</title>
<link>http://awazedel.blogfa.com/post-99.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;محمدرضا شجریان، استاد آواز ایران در پیامی، عید نوروز را به مردم ایران شادباش گفت. &lt;BR&gt;&lt;IMG height=310 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://cinematheatre.ir/index.php?module=pagesetter&amp;type=file&amp;func=get&amp;tid=1&amp;fid=image&amp;pid=146&quot; width=216 align=left border=3&gt;&lt;BR&gt; استاد آواز ایران، در پیامی ویدوئی که ساعاتی قبل از تحویل سال نو منتشر شد، ضمن آرزوی سالی سرشار از نشاط، شادی، تندستی و سرفرازی در پیکار زندگی برای هم‌وطنان‌مان، گفت: &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;سالی که گذشت کلیه ارتباطات من با شما قطع بود و شایعه در وطن نبودنم دهان‌به‌دهان می‌‌گذشت در حالی که من همچنان در تهران بودم و به ادامه کارهای هنری، آموزش و تحقیقاتی مشغول بودم.&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;شجریان افزود: افتخار من همیشه این بوده و هست که از تبار مردمانی بوده‌ام که با وجدان بیدار و کنجکاوی ذاتی و هوش سرشار، ارزش‌های سرزمینش را پاسداری کرده و نگه داشته است و از دم طوفان‌‌های ویران‌گر تاریخ، زبان و آداب و ملیت و آئینش را با حماسه صبر و مقاومت نجات بخشیده و با همه گونه‌گونه زبان و آداب و رسوم و فرهنگ جغرافیایی، باز با همدلی و در باهم‌فهمی در کنار هم برادرانه زیسته است و امیدوارم همیشه چنان باشد.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 31 Mar 2011 12:38:14 GMT</pubDate>
<dc:creator>awazedel</dc:creator>
<guid>http://awazedel.blogfa.com/post-99.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>علیرضا افتخاری چگونه چهره‌ ماندگار شد؟ </title>
<link>http://awazedel.blogfa.com/post-98.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;خبرآنلاین نوشت:&lt;BR&gt;کافی است به اسامی موسیقیدانانی که طی دوره‌های گذشته موفق به کسب عنوان چهره‌های ماندگار شده‌اند نگاهی بیندازیم تا ناهمگونی علیرضا افتخاری را با آنها دریابیم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شاید اگر قرار بود از میان 50 موسیقیدان برجسته‌ ایرانی نام کسی به عنوان چهره‌ ماندگار اعلام ‌شود، رای پنجاهم هم به علیرضا افتخاری نمی‌رسید، اما پنجشنبه شب در کمال شگفتی به افتخاری لقب چهره‌ی ماندگار اعطا شد. در کنار او  مجید انتظامی هنرمند دیگری بود که به نشان و لقب چهره‌ی ماندگار رسید. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt; آنقدر موسیقیدان‌های دیگری که استحقاق کسب این عنوان را داشتند پرشمارند که قاعدتا حالا حالاها نباید نوبت به افتخاری می‌رسید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در شرایطی که هنرمندان مطرح و زحمت کشیده‌ای چون ، شهرام ناظری، محمدرضا درویشی، احمد ابراهیمی، همایون خرم، هرمز فرهت، حسین علیزاده، احمد پژمان، امین الله رشیدی و ...هنوز این عنوان را دریافت نکرده‌اند، توجیه اعطای این عنوان به افتخاری چیست؟ &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;کافی است به اسامی موسیقیدانانی که طی دوره‌های گذشته موفق به کسب این عنوان شده‌اند نگاهی بیندازید تا ناهمگونی علیرضا افتخاری را با آنها دریابید. هنرمندان بزرگی که هرکدام عمرشان را صرف حیات موسیقی ایران کرده‌اند. چهره‌هایی چون مجید کیانی، حسن کسایی، فریدون ناصری، حسن ریاحی، جلیل شهناز، فرهاد فخرالدینی، علی تجویدی، فرامرز پایور، محمد نوری و مصطفی کمال پورتراب.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;واقعا در میان این هنرمندان، جایگاه علیرضا افتخاری کجای ماجراست؟ آن هم کسی که در ماه‌های اخیر، حاشیه‌هایش تیتر یک روزنامه‌ها و مجلات و نقل محافل بود، اما ظاهرا تنها دلیلی اعطای لقب چهره‌ی ماندگار به او را هم باید در همین حواشی جستجو کرد و آن‌را نوعی دلجویی سیاسی دانست. از قضا همین اتفاقات است که شائبه‌ سیاسی بودن چهره‌های ماندگار را تائید می‌کند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;افتخاری خواننده‌ای است بسیار پرکار و نه البته گزیده‌کار. باید به لیست فعالیت‌های علیرضا افتخاری موارد دیگری از جمله دید و بازدید‌های دولتی و نامه‌نگاری‌های گاه و بیگاه را هم اضافه کرد. افتخاری بعد از دیداری که با رئیس جمهور داشت در معرض برخی انتقادات‌ قرار گرفت و به نظر می‌رسد اعطای لقب چهره‌ی ماندگار به او، به همین دلیل و مربوط به همین ماجراها باشد. هرچند حتی اگر افتخاری امسال چه به عنوان چهره‌ ماندگار موسیقی انتخاب نمی‌شد، با نامه‌هایی که نوشت و حرف‌هایی که زد، در حافظه‌ها ماندگار شده بود! &lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1389/8/28/74747_319.jpg&quot; align=left border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اما حالا تبعات این حرکت دوستان که ناگهان تصمیم گرفتند برای اینکه دل شکسته‌ افتخاری را بند بزنند لقب «چهره‌ ماندگار» به او اعطا کنند، چیست؟ علاقه‌مندم بدانم در کارنامه‌ درخشان استاد چه چیزی چشم آقایان را گرفته که او را شایسته اعطای چنین نشانی دانستند؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;افتخاری که گل سرسبد کارهایش همچنان همان آلبوم «نیلوفرانه» است و شهره به انتشار n آلبوم در سال، چرا باید مستحق گرفتن چنین عنوانی باشد؟ مگر یکی از اهداف -احتمالا ثانویه- همایش چهره‌های ماندگار، الگوسازی نیست؟ با این حساب الگویی که علیرضا افتخاری به خوانندگان نسل جوان می‌دهد، انتشار فورانی آلبوم در هر سال و البته بازخوانی ترانه‌هایی است که پیش از این خوانندگان زن رژیم گذشته آنها را خوانده بودند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اگر این تفاوت‌ها را کنار بگذاریم، فرق افتخاری با سراج، علیرضا قربانی، سالار عقیلی یا هر خواننده‌ دیگری در چیست؟ اینکه صدای بهتری دارد که استفاده از آن را بلد نیست و به قول بسیاری از استادان موسیقی ایران «قدرش را نمی‌داند»؟ یا اینکه از عهده اجرای یک کنسرت ساده ‌برنمی‌آید؟ حتما 3-4 سال پیش و کنسرت رشت را را یادتان می‌آید؟ کنسرتی که از جمله‌ اولین و آخرین کنسرت‌هایی بود که او در ایران برگزار کرد، اما به دلیل پلی‌بک خواندنش اعتراضات مردم آنقدر بالا گرفت که نه تنها کنسرت لغو شد بلکه حتی چرخ‌های ماشین افتخاری را هم پنچر کردند! &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یادم می‌آید بچه که بودیم شاگردهای شیطان و بی‌نظم کلاس را به مدت یک هفته یا مبصر می‌کردند یا مامور بهداشت، تا در این یک هفته آن عادت‌های غلطی که دارند از سرشان بپرد و مثل بقیه‌ بچه‌های کلاس بشوند. اگر اینطور است شاید بشود امید این را داشت که افتخاری-چهره‌ی ماندگار موسیقی ایران- از این به بعد، مثلا هر دو سال یکبار آلبوم منتشر کند یا هر از گاهی کنسرت بدهد، یا از اینها گذشته، حداقل پای دیداری که می‌رود بایستد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اما مجید انتظامی دیگر موسیقیدانی بود که شب گذشته به عنوان چهره‌ی ماندگار انتخاب شد. او سال‌هاست که به آقای جوایز موسیقی فیلم ایران شهرت دارد. کلی موسیقی فیلم معروف با ملودی‌های ماندگار ساخته که کافی است نام هر کدامشان بیاید تا ملودی‌شان را به یاد بیاوری. از «دستفروش» و «بایسیکل‌ران» گرفته تا «از کرخه‌ تا راین» و «روز واقعه» و «بوی پیراهن یوسف». به هر حال انتظامی کارنامه درخشانی در زمینه ساخت موسیقی فیلم دارد.  بجز موسیقی فیلم، او قطعات آزاد و سمفونی‌های زیادی را هم نوشته که برخی‌شان از جمله سمفونی «ایثار» از آثار ارزشمند موسیقی ایران به حساب می‌آیند.  &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;با وجود اینکه باید پذیرفت که قرار گرفتن نام مجید انتظامی در لیست اسامی چهره‌های ماندگار اتفاق غریبی نبود، اما اینکه چرا امسال باید به انتظامی این جایزه اهدا شود هم دلایل خاص خودش را دارد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;انتظامی طی سال‌های اخیر، عمرش را وقف ساخت سمفونی‌های سفارشی کرده و سالی چند سمفونی برای دفاع مقدس، انقلاب و از این قبیل نوشته و اجرا می‌کند. او بیش از هر موسیقیدان دیگری طی چند ساله‌ اخیر فعالیت دولتی داشته و در کنار نام آهنگساز دیگری چون شاهین فرهت به عنوان یکی از سمبل‌های موسیقی سفارشی شناخته می‌شود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;درباره‌ی اینکه سفارشی ساختن خوب است یا بد، لازم است یا نه و از اینجور بحث‌های ارزش‌گذارانه صحبت نمی‌کنیم، اما واقعیت را هم نمی‌شود کتمان کرد. به مجید انتظامی بعد از ساخت این سمفونی‌ها، جایزه‌ چهره‌ی ماندگار داده شده، وگرنه انتظامی که در طول این چند سال، موسیقی ویژه‌ای به خصوص در زمینه موسیقی فیلم که تخصص اصلی‌اش است خلق نکرده است. از جمله‌ آخرین موسیقی ‌فیلم‌هایی هم که نوشته باید به فیلم ضعیفی با پسزمینه جنگ اشاره کرد که حتی اجازه‌ اکران را در همین دولت دریافت نکرد. مجید انتظامی همان مجید انتظامی 5-6 سال پیش است با چند سمفونی اضافه! که ظاهرا همین‌ها هم بهانه‌ی اهدای جایزه چهره‌‌ی ماندگار به او شده‌اند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;البته که چه بسیار تفاوت‌ها میان این دو چهره‌ ماندگار موسیقی! انتظامی سال‌هاست با ملودی‌هایش جایش را در دل مردم باز کرده، ماندگار شده و در میان اهالی موسیقی هم از ارج و قرب ویژه‌ای برخوردار است. او به هرحال نه‌تنها در کارش دانش کافی دارد و تحصیلکرده‌ این رشته است بلکه در زمینه هنر خلاقه هم در زمره‌ی خلاق‌ترین و با قریحه‌ترین آهنگسازان ایران به شمار می‌رود.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sat, 20 Nov 2010 07:31:54 GMT</pubDate>
<dc:creator>awazedel</dc:creator>
<guid>http://awazedel.blogfa.com/post-98.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>صدای شجریان حلقوم بیگانه است</title>
<link>http://awazedel.blogfa.com/post-97.aspx</link>
<description>&lt;P class=d_feature dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;A href=&quot;http://www.tabnak.com/nbody.php?id=72205&quot; target=_blank&gt;معاون اول رئيس جمهور در مشهد گفت&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.tabnak.com/nbody.php?id=72205&quot; target=_blank&gt;&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.tabnak.com/nbody.php?id=72205&quot; target=_blank&gt;: از استاد كريم‌خاني تقاضا مي‌كنيم با صداي رضوي خود در مقابل آن صدايي كه از حلقوم بيگانگان برخاست ربنايي براي روزه‌داران رضوي بخواند&lt;/A&gt;.&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 263px; HEIGHT: 142px&quot; height=160 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.donya-e-eqtesad.com/News/1896/01-02.jpg&quot; width=303 align=left border=0&gt;&lt;BR&gt;به گزارش فارس، محمدرضا رحيمي معاون اول رئيس جمهور طي سخناني در مراسم اختتاميه هشتمين جشنواره بين‌المللي فرهنگي و هنري امام رضا (ع)‌ كه دوشنبه‌شب در سالن همايش‌هاي بين‌المللي صداوسيماي مشهد برگزار شد با اشاره به مولودي‌خواني استاد كريم‌خاني گفت: اين صدا، صداي رضوي است كه از اين استاد تقاضا مي‌كنيم در مقابل آن صداي بشري كه از حلقوم بيگانگان برخواست ربنايي را براي روزه‌داران رضوي بخواند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;معاون اول رئيس جمهور همچنين تصريح كرد: از استاد كريم‌خاني درخواست مي‌كنم صلوات خاص امام رضا (ع) را به طريق زيبا و با آن صداي خوب خود بخواند تا از هواپيما‌هايي كه زائران حضرت را جابجا مي‌كنند بخواهيم به محض ورود به فضاي مشهد اين صدا را پخش كنند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;رحيمي ادامه داد: استاد كريم‌خاني همچنين مرحمت كرده و در كنار اذان مرحوم مؤذن‌زاده اردبيلي اذان جاودانه ديگري نيز بخواند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 21 Oct 2010 07:55:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>awazedel</dc:creator>
<guid>http://awazedel.blogfa.com/post-97.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>

