معاون اول رئيس جمهور در مشهد گفت: از استاد كريمخاني تقاضا ميكنيم با صداي رضوي خود در مقابل آن صدايي كه از حلقوم بيگانگان برخاست ربنايي براي روزهداران رضوي بخواند.
به گزارش فارس، محمدرضا رحيمي معاون اول رئيس جمهور طي سخناني در مراسم اختتاميه هشتمين جشنواره بينالمللي فرهنگي و هنري امام رضا (ع) كه دوشنبهشب در سالن همايشهاي بينالمللي صداوسيماي مشهد برگزار شد با اشاره به مولوديخواني استاد كريمخاني گفت: اين صدا، صداي رضوي است كه از اين استاد تقاضا ميكنيم در مقابل آن صداي بشري كه از حلقوم بيگانگان برخواست ربنايي را براي روزهداران رضوي بخواند.
معاون اول رئيس جمهور همچنين تصريح كرد: از استاد كريمخاني درخواست ميكنم صلوات خاص امام رضا (ع) را به طريق زيبا و با آن صداي خوب خود بخواند تا از هواپيماهايي كه زائران حضرت را جابجا ميكنند بخواهيم به محض ورود به فضاي مشهد اين صدا را پخش كنند.
رحيمي ادامه داد: استاد كريمخاني همچنين مرحمت كرده و در كنار اذان مرحوم مؤذنزاده اردبيلي اذان جاودانه ديگري نيز بخواند.
بعد از ماجرای ابزار علاقه علیرضا افتخاری به رییس جمهور و حاشیه هایی که این دیدار برای افتخاری داشت ، هرازگاهی خبری و اظهار نظری از ایشان درباره چرایی درست شدن این حاشیه ها و مواضع عجیب و غریب وی در باره استاد شجریان در خبرگزاریها درج می شود.
به عنوان کسی که گاهی با سایت ها و نشریات برای تهیه خبر و گزارش همکاری دارد و به اصطلاح از دور دستی بر آتش دارد می دانم که رسانه ها کمی پیاز داغ این آش را زیاد می کنند و گرنه مطمئن هستم علیرضا افتخاری این قدر اصالت دارد که به حرمت استاد شاگردی هم که شده اهانتی نسبت به استاد شجریان روا ندارد.
برای اینکه خودتان در باره شانتاژ رسانه ها قضاوت کنید بخش هایی از سخنان اخیر آقای افتخاری را درج می کنم .
سایت فرارو به نقل از روزنامه وطن امروز :
فکر کنم تا همین جای کار کافی است.
خودتان هم در گوگل سرچ کنید کلی مطلب متناقض خواهید دید.
فقط یک مطلب را یادآوری کنم که هیچ مطلب منفی از قول استاد شجریان درباره افتخاری مشاهده نخواهبد کرد.
در ميان سايت هاي مختلف مطلبي توجهم را جلب كرد كه بسيار جالب و در نوع خودش خواندني مي نمود.
با اينكه اهل كپي كردن نيستم دريغم آمد كه ديگران اين مطلب را نخوانند.
خاطرم هست چندسال پیش در یک سفر یک هفته به مشهد و هنگامی که درشبانههای تنهایی فارغ از گرما و شلوغی روز به جانب حرم میرفتم با جوانی آشنا شدم که به دنبال حرم میگشت، قضا خواست که ما باهم هممسیر شویم، اسمش «محمد رضا» بود. سنش به سی نمیرسید و ظاهرش شباهتی به مردمان عادی نداشت. از سرکنجاوی سراغ ملیت و تبارش را پرسیدم. او نیز انگار از خدا خواسته بود تا کسی را برایش مهبا کند که گوش شنوایش باشد. حدسم درست بود ایرانی نبود. او از روسیان بود که از جانب ترکمنستان به ایران آمده بودند. قصه مسلمان شدنش را که شنیدم احساس غرور کردم. او میگفت هنگامی که به قصد دیدن آثار باقی مانده از تمدن عظیم ایران باستان با دوستانش به ایران آمده بود. و تخت جمشید را نیز دیده بود. گویا آخرین روز اقامتشان به ماه رمضان خورده بود و قرار بود که روز اول ماه رمضان از ایران بروند. اما ...
در روز آخر سفر این مسافر شنیدن مثنوی معروف افشاری و بیشتر از آن نوای داوودی ربنا پای او را در مشهد قفل میکند و قید برگشتن به روسیه را میزند. و پس از دیدن شجریان و گریستن در آغوش وی و سفری به مکه به آئین اسلام در میآید. و مشهد را از آنسو دوستداشت که ...
وقتی به اینجای حرفش رسید ما نزدیک حرم شدیم. میخائیل (محمدرضا) که با زبان انگلیسی دست و پا شکسته من به سختی منظورش را به من میفهماند به من گفت: من مسلمان شدنم را مدیون شجریان هستم و هماز اینرو نام خود را محمد رضا گذاردم، بسیار کسان را میشناسم که شنیدن این نوا در عمق وجودشان تاثیر گذاشته و به هنر اسلامی علاقهمند شدهاند.
لينك اصلي مطلب
http://hooliganboy.blogspot.com/2010/09/blog-post_25.html