محمود کریمی(1306- 1363) در موسیقی ایران شخصیت بی نظیر و استثنایی است؛ او سالها به تدریس ردیف آوازی موسیقی ایران پرداخت و هنوز هم ردیف آوازیش، بهترین ردیف برای آموزش آواز و مرجع خوانندگان است. جایگاه محمود کریمی از این نظریگانه است که شاید در موسیقی ایرانی برای اولین بار بوده، کسی که خواننده حرفه ای نیست (محمود کریمی کنسرت رسمی نداشته) اینگونه مورد تایید و حتی مرجع موسیقیدانان قرار گیرد (البته حسن کسائی، اسماعیل مهرتاش و نورعلی برومند که تدریس ردیف آوازی می کردند هم خواننده حرفه ای نبودند ولی نوازنده حرفه ای و شناخته شده بودند) آواز کریمی حجم وسعت آنچنانی نداشت (بر خلاف قمر، تاج یا شجریان و ...) ولی بقدری آواز را روشن و قابل فهم تدریس می کرد که بجز خوانندگان، نوازندگان بی شماری هم زیر نظر او تعلیم می دیدند.
ردیف آوازی کریمی نه ردیفیست کشدار و بی دلیل طولانی (مثل ردیفهای 1000 گوشه ایی که چندیست می شنویم، توسط عده ای تدریس می شود! البته به هیچ وجه حالت آموزشی هم ندارد و بقدری شلوغ است که- تماما"- خوب و بدش فراموش می شود!)، نه بقدری مختصر که قسمتهای مهمی از قلم افتاده باشد.
گوش کنید به
" قسمتی از ردیف شور با اجرای محمود کریمی "
من از روز ازل ) 
در موسيقي ايراني خوانندگان مکتب اصفهان روي بيان دقيق شعر تاکيد دارند و آواز نا مفهوم را داراي کاستي مي دانند ولي خوانندگاني که حتي نشان هايي از مکتب اصفهان در آوازشان ديده مي شود هم هستند که گاهي تشخيص شعري که مي خوانند، براي شنونده مشکل است! ( نمونه اي از آواز محمد رضا شجريان
بيات ترک )
همانطور که گفته شد خواندن مو به مو و دقيق شعر هم، گاهي در اجراي موسيقي مخالف با فضاي موسيقي است و اکثرا" خواننده بطور نا خودآگاه اين تغييرات را روي کلام مي دهد. (به عقيده نگارنده اگر در موسيقي تمايل به حالت خاصي احساس شود بايد آناليز شود و در صورت لزوم اجرا شود و حذف اين گونه تمايلات دروني باعث نوعي خود سانسوري مي شود!)
اگر به ريشه بعضي از کلمات رجوع کنيم متوجه مي شويم که از حروفي تشکيل شده اند که نقش احساس در ساخت آنها بکار نرفته مخصوصا" کلماتي عربي که در فارسي بکار مي بريم مثل، نام مشاغلي که بر وزن فعال است (مثل خراط، نقاش، نجار و...) پس مي بينيم الگوي ساخت اين کلمات مبنايي غير موسيقايي دارد و زماني که ما آنها را با موسيقي همراه مي کنيم تضادهاي احساسي در آنها مي بينيم! در مقابل کلماتي هستند که شايد بطور اتفاقي معني شان موسيقي خاصي بهمراه دارد که به تداعي فضاي موسيقي مان کمک مي کند،(مثل فتح، کرانه، شکوه، ساحل، ستيز، دسيسه ...) اين کلمات به تنهايي غير از معني کلامي، فضايي را بهمراه دارند که در موسيقي مي تواند نقش موثري را ايفا کند (البته واضح است که بخاطر اتنزاعي بودن اين موضوع و اينکه گاهي در ضمير ناخودآگاه انسان بعضي کلمات و تصاوير همراهشان بر حسب تکرار، عادت شده و شکل گرفته اند...)
پس يکي از نمودهاي تلفيق شعر و موسيقي مي تواند در تلفيق دقيق حروف و موسيقي باشد. شايد عده اي اين تغيير در تلفظ شعر را دليلي براي تقدم موسيقي بر کلام و نشانه اي از بندگي شعر در مقابل موسيقي بدانند! در حالي که اين تصور کاملا" اشتباه است و ما اين تغييرات را صرفا" براي ارائه اهداف فکري و احساسيمان بکار مي بريم و در واقع هدف اجراي بي نقص آن احساس است. ( نمونه شجريان
از خون جوانان وطن ) 
|
بيستمين سالگرد درگذشت جلال تاج اصفهاني، در هوايي سرد و باراني، در تكيه سيد العراقين تخته پولاد اصفهان در ميان خيل عظيم دوستداران و مشتاقان برگزار شد. و جاي بسي شگفتي است كه پس از بيست سال هنوز مراسم با شكوه خاص خودش برگزار مي شود كه شايد دليل آن جديت آقاي شاهزيدي (از شاگردان تاج) است كه در هر چه بهتر برگزار شدن اين مراسم در هر سال از هيچ كوششي دريغ نمي كند. | |
|
اولين كسي كه در اين مراسم به سخنراني پرداخت حسن كسايي، يار و دوست ديرين تاج بود: (آن زمان ها) خوشحال بوديم و شادي مي كرديم كه امروز ظهر در جايي مهمان هستيم كه آقاي تاج حضور دارند، و اين شب را شب شادي مي دانستيم، چرا كه با استاد تاج همراه بوديم، و لذت مي برديم، از صدايي كه از دست ديگر بود. همه مي خوانند، اما صداي تاج يك چيز ديگري بود. اين خواست خداست. بايد هنرمندي سيمش به سيم ازلي وصل باشد، به اين حرف ها نيست، مگر خدا بخواهد. مي شود هنرمند شد، ترقي كرد، ولي به غير ممكن نمي شود دست پيدا كرد. حالا هم بيست سال است كه تاجي كه مثل نورافكن بود و روشنايي بخش، در ميان ما نيست. به هر تقدير بايستي خيلي شكر گذار باشيم از شاگرداني مثل آقاي شاهزيدي كه اين همه صفا و صميميت دارند، استادشان را فراموش نمي كنند و اين جلسه را بيست سال است كه اداره مي كنند. من دعا مي كنم كه آقاي شاهزيدي صد سال عمر كنند، قدر استاد دانستن خود يك هنر است. تا دل آدم صفا نداشته باشد، تا آدم خير خواه و خوشبين نباشد، هنرش به او لبخند نمي زند، با حسادت و غرض هنر بدست نمي آيد. | |
|
هر لحظه دهندم خبر از مردن ياري | |
|
من مانده ام به چه فكري به چه كاري |
|
|
گذشت عمر من از شست سال و پير شدم | |
|
از اين جهان پر آشوب و فتنه سير شدم |
|
|
گذشت موسم دريادلي و موج و خروش | |
|
كنون چو بركه خشكي در كوير شدم |
|
|
پس از آن شاعر معاصر « فرهاد» شعري در توصيف تاج خواند كه مطلع آن چنين بود: | |
|
كجاست تاج كه لعلش به مرده جان مي داد | |
|
چو مي به زنده دلان جوهر روان مي داد |
|
|
در ادامه دكتر ساسان سپنتا سخناني در باره تاج ايراد كردند: | |
|
در زماني كه تاج در قيد حيات بودند، خواننده هاي مختلفي در راديو برنامه اجرا مي كردند، چهره هايي كه ارتباط زيادي با روزنامه ها و مجله ها داشتند. چهره هايي كه خيلي ميل داشتند كه مطرح شوند. آدمهايي كه حرص و طمع و ولع شهرت داشتند. ولي امروز نه اسمي از آنها هست و نه يادي. ولي تاج چهره اي است كه بدون هر گونه عاملي معرفش هنرش بود. ارتباط با مديران روزنامه ها، بعضي مقامات و وسايل ارتباط جمعي مثل راديو نداشت. در زماني كه راديو نبود، صفحات بسياري از هنرمندان در داخل و خارج كشور ضبط شد، ولي معرف تاج هنرش بود كه او را زنده نگه داشته است. اين يادگار كه يادگار ارزنده اي از شيوه آواز مكتب اصفهان است، و اين شيوه، هنوز آنطور كه بايد و شايد شناخته شده نيست.
| |
|
در پايان مراسم در كنار مزار تاج، شاگردان وي: طباطبايي، احمدي و يزد خواستي چند بيتي به ياد و خاطره او خواندند. | |
|
يادش گرامي و روانش شاد باد | |
چند روزی تهران بودم برای گرفتن درس جدید .اما خوب قسمت نبود.چون چند روزی استاد شفیعی برای اجرای کنسرت به چند کشور رفته بود وقتی هم برگشت من فکر کردم شاید بخواهند استراحت کنند برای همین مزاحم ایشان نشدن .
اما
بهترین قسمت سفرم دیدار با استاد ظریف آنهم در فرودگاه تهران .
استاد را در صف دریافت کارت پرواز به اصفهان دیدم .به سویش رفتم .با نشانی های که از قبل و از جشنواره موسیقی رامهرمز دادم کم و بیش شناختند.
استاد گفت قصد دارد تا گروه پایور را باز سازی کند و برنامه های با آنها اجرا نماید .از وضعیت نابه سامان موسیقی در اهواز برایش گفتم و راهنمایی های کرد.
او معتقد بود که اوضاع زیاد هم خراب نیست و گروه هم آوای اندیمشک را مثال زد که آنها در جشنواره های مختلف جوایز را درو می کنند .اما خوب منظور من وضعیت اسف بار آموزش بود .
گفتم هر کس ساز خودش را می زند .
ایشان گفت : خوب این بر گردن شماست اگر می خواهید از این حالتی که اکنون هست خارج شود بهتر است چند نفری مثل خود تو با بهره مندی از آموزش های اصولی و علمی راه جدیدی را برای موسیقی شهرتان باز کنید .
استاد که به تواضع و فروتنی هم مشهور است گفت با من تماس بگیر تا مقدمات تشکیل خانه موسیقی در اهواز را برایتان فراهم کنم .استاد به من قول داد که با استاد ناصح پور صحبت کند تا بار دیگر بتوانم از محضر ایشان استفاده کنم .
حیف شد که پرواز استاد به سمت اصفهان مجال گفتگوی بیشتر را نداد .

به گزارش سایت خانه موسیقی از پنج نفر از خوانندگان موسیقی کلاسیک برای اجرای سمفونی 9بتهوون دعوت به همکاری شده است.
میرهادی قضات،گیتی خسروی،خسرو محصوری،شقایق الله یاری و پری زنگنه که همگی از خوانندگان با تجربه و قوی موسیقی کلاسیک بوده وتاکنون در کشورهای مختلف با اجرای اپرا و موسیقی آوازی پرداخته اند، در اجراهای ارکستر سمفونیک تهران همکاری خواهند داشت.
ارکستر سمفونیک به رهبری علی رهبری از 2تا6مهرماه سال جاری ساعت 21 در تالار وحدت سمفونی شماره 9بتهوون و قطعه نیما اثر علیرضا مشایخی را اجرا می کند.

